زیرا اغلب آنان علی رغم داشتن هوش طبیعی بدون بهره گیری از آموزش­های ویژه قادر به ادامه تحصیل نیستند. این سردرگمی توام با کمی ناآگاهی­ها و ناآشنایی­های مسئولان، مربیان و والدین در این زمینه سبب می­شود که گاهی این کودکان بر خطا به مدارس دانش­ آموزان عقب مانده ذهنی فرستاده شوند و یا بالاجبار در مدارس عادی باقی بمانند و با شکست­های پی در پی مواجه شوند و از مدرسه و درس بیزار گردند و احتمالاً به رفتارهای ضداجتماعی گرایش پیدا کنند.

ناتوانی یادگیری یک اصطلاح عام است که به گروهی ناهمگن از اختلالات اطلاق می­شود و به صورت دشواری­های جدی در اکتساب و کاربرد گوش دادن، حرف زدن، خواندن، نوشتن، استدلال کردن، یا ناتوانایی­های ریاضی تظاهر می­کند. فرض بر این است که ناشی از اختلال در کارکردهای دستگاه اعصاب مرکزی است (هامیل، 1981).

ارزیابی کودکان با نارسایی­های ویژه در یادگیری، برای اینکه معلوم شود نوع مشکل آن کدام است و چگونه میتوان برای آن برنامه­ ریزی کرد یکی از مهم­ترین قدم­های مداخله برای این کودکان است زیرا فعالیتهای بعدی را نیز تحت تاثیر قرار می­دهد. نکته مهمی که همیشه باید در نظر داشت این است که نارسایی­ های ویژه در یادگیری، حوزه بسیار پیچیده­ ای دارد و شامل ناتوانایی­ های گوناگون و با درجات متفاوتی است که در اثر عوامل بسیاری به وجود می­آید. از طرف دیگر به علت اینکه اختلالاتی مانند تاخیر در گفتار و نارسایی­­های یادگیری خیلی دیر بروز می­کنند یک ارزیابی همه جانبه و به موقع ضروری است تا در موقع مناسب ارجاع لازم انجام گردد.

images (22)

ناتوانی­های یادگیری به سه نوع تقسیم می­شوند:

  1. ناتوانی یادگیری ریاضیات
  2. ناتوانی یادگیری خواندن
  3. ناتوانی یادگیری نوشتن.

عمل املاءنویسی به دلیل انتزاعی بودن آن برای کودکان فعالیتی دشوار است به همین جهت زبان نوشتاری در سلسله مراتب توانایی­ های زبانی پس از گوش دادن، صحبت کردن و خواندن یادگرفته می­شود و لذا هرگونه مشکلی در سایر زمینه ­ها مانند گوش دادن، سخن گفتن و خواندن می­تواند در یادگیری زبان نوشتاری تاثیر منفی داشته باشد. عمده­ ترین عللی که برای نارسانویسی ذکر می­شود عبارت است از: عدم توجه و دقت، ضعف مهارتهای حرکتی، اختلال در ادراک بینایی حروف و کلمات، ضعف بینایی و شنوایی، دشواری در انتقال اطلاعات از یک کانال حسی به کانال دیگر.

نارساخوانی یکی از مسائل حاد آموزشگاهی و یکی از علل عمده سازش­ نایافتگی دوره تحصیلی است و عواقبی جدی از نظر آموزشگاهی به دنبال دارد. از نظر استرانگ مشکلات خواندن مهمترین عامل عدم موفقیت در مدرسه است. این مشکلات در واقع ساده­ ترین نشانه­ ای است که با کمک آن می­توان شکست کودک را در بسیاری از زمینه­ های تحصیلی دیگر پیش ­بینی کرد. تعاریف زیادی برای این اختلال بیان شده و براساس DSM- IV نارساخوانی حالتی است که در آن پیشرفت خواندن پایین­ تر از حد مورد انتظار بر حسب سن، آموزش و هوش کودک است. این اختلال به میزان زیادی مانع موفقیت تحصیلی یا فعالیت روزانه مستلزم خواندن می­شود و محققان میزان شیوع این اختلال را در بین کودکان مدرسه 4 درصد برآورد کرده­ اند.

از لحاظ سنی دانش­ آموزان دارای ناتوانی یادگیری از سن 6 تا 11 سالگی به تدریج افزایش می­ یابند و اکثر آنها در گستره سنی 10 تا 15 سالگی قرار دارند. این تعداد در سنین 12 تا 16 سالگی کاهش چشمگیری می­یابند. میزان شیوع در پسران و دختران 4 به 1 می­باشند.

ریاضیات یکی از شناخته شده­ ترین دانش­های بشری است که از دیرباز برای حل مشکلات و مسائل انسان بکار رفته و از یک سو جزء علوم محض و از سوی دیگر جزء علوم کاربردی بشمار می­رود. امروزه همه باید بتوانند به صورتی موثر از دانش ریاضیات استفاده کنند. پهنه ریاضیات شامل شمارش، سنجش، حساب، انجام محاسبات، هندسه و جبر است. اختلال ریاضی از جمله مشکلات موجود در اختلال­های یادگیری خاص است که وجود آن مشکلات زیادی را در زمینه­ های مختلف برای افراد ایجاد می­کند. باید اذعان کرد که در حال حاضر تعداد زیادی از دانش­آموزان مقاطع مختلف در یادگیری دروس ریاضی دچار مشکل هستند و با این که به اندازه همسالان خود تلاش می­کنند ، اما پیشرفت مورد انتظار را ندارند. اگرچه نشانه­ های دشواری در ریاضیات ممکن است در کودکستان یا کلاس اول دبستان ظاهر شود ولی اختلال در ریاضیات به ندرت قبل از پایان کلاس اول قابل‌تشخیص است؛ زیرا در اکثر مدارس آموزش رسمی ریاضی معمولاً تا پایان کلاس اول به حد کفایت ارائه نمی­شود و اختلال معمولاً در کلاس­های دوم یا سوم ظاهر می­شود. هرگاه اختلال در ریاضیات با هوشبهر بالایی همراه باشد کودک می­تواند کارکردی نزدیک و یا در حد کلاس­های ابتدایی داشته باشد و امکان دارد تا کلاس پنجم و بالاتر نیز آشکار نشود. دلایل متعدد عصب ­شناختی سبب ایجاد این اختلال می­شود و همین امر رسیدن به تشخیص و درمان زودهنگام را ممکن می­نماید. استفاده از تکنولوژی روز دنیا برای شناسایی سریع و زودهنگام مشکل و رفع سریع آن، راه را هموار نموده است.

در طول دهه اخیر توجه فزاینده­ای به حوزه کارکردهای اجرایی در کودکان شده است. از دیدگاه عصب-شناختی این اصطلاح مرتبط با شبکه­ ی گسترده­ ای از کارکردهای قشر پیشانی و شامل تعداد زیادی از فرایندهای شناختی و فراشناختی، همچون خودتنظیمی رفتار و رشد مهارت­های شناختی و اجتماعی است که در طول دوره تحول کودک شکل می­گیرند (زلارو، مولر، مارکوویچ و ساترلند، 2002). پژوهش­ها نشان داده ­اند که گسترش و رشد کارکردهای اجرایی همانند سایر توانمندی­­ها در طول کودکی تحول می­یابند (دیاموند، 2000). کارکرد اجرایی به اعمال خودفرمان فرد گفته می­شود که برای خودگردانی به کار رفته می­شوند. می­توان کارکردهای اجرایی را به طور خلاصه اعمالی دانست که فرد برای خود و برای هدایت خود انجام می­دهد( بارکلی، 1997). دواسون و گویرا (2004) مهم­ترین این کارکردها را به شکل برنامه­ریزی، سازمان­دهی، حافظه فعال، مدیریت زمان، بازداری پاسخ، آغازگری تکلیف و مقاومت مبتنی بر هدف دسته­ بندی می­کنند. این کارکردهای مهارت­هایی هستند که به شخص کمک می­کنند تا به جنبه­ های مهم تکلیف توجه و برای به پایان رساندن آن برنامه­ ریزی کند. بسیاری از تحقیقات به این نکته اشاره کردند رشدیافتن بد ، کارکردهای اجرایی با اختلال­های تحولی دوران کودکی، ارتباط بسیار نزدیکی دارند. این کارکردها مهارت­هایی هستند که به شخص کمک می­کنند تا به جنبه­ های مهم تکلیف توجه کرده و برای به پایان رساندن آن برنامه­ ریزی کند(اندرسون، ووت و کاستیلو، 2002).  همچنین تحقیقات نشان داده­ اند که آموزش و رشد کارکردهای اجرایی، نقش اساسی در گسترش توانمندی­های اجتماعی و توانایی­های تحصیلی و آموزشگاهی دارند (بلایر، زلازو و گرین برگ، 2005). به ویژه که هر گونه نقص در رشد این کارکردها، می­تواند موجب اختلال نقص توجه و بیش­ فعالی یا اختلال در برنامه­ ریزی برای شروع و اتمام تکلیف، به یادسپاری تکالیف، اختلال حافظه و اختلال یادگیری شود. پژوهش­ها نشان داده ­اند که یکی از حوزه­های متاثر از ضعف کارکردهای اجرایی نارسایی­ های ویژه در یادگیری است. پژوهش­های جدید به نقش مهارت­های فراشناختی و از این میان نقش آموزش کارکردهای اجرایی بر بهبود اختلال­ های یادگیری خاص تاکید دارند. پژوهش­های متعددی در این رابطه صورت گرفته است (وندراسلویز، دی یونگ و وندرلیج، 2004)

برای انواع اختلال یادگیری روش­های متنوعی بمنظور درمان و پیشگیری  ارائه می­شود که عبارتند از: نوروفیدبک، بازتوانی شناختی، بازی درمانی و انواع روش­های روانی و رفتاری دیگر، که تمامی این روش­های درمانی توسط تحقیقات و پژوهش­های زیادی حمایت می­شوند.

مونا اسبقی

کارشناس ارشد روان شناسی کودک

درمانگر مرکزنوروتراپی ایرانیان

www.irnfb.com

www.irnfb.ir

علل و روش های درمان اختلال یادگیری درکودکان