بیماری بیش فعالی ودرمانهای نوین با نوروفیدبک :

drAzarangi (2)

شایع ترین علائم این بیماری بی توجهی، حواس پرتی، تحرک و فعالیت فیزیکی زیاد و انجام اعمال و رفتار بدون فکر و اندیشه.
اختلال در تمرکز ذهنی، اختلال در مهار رفتارهای بدون انگیزه به صورت مزمن در می آید و برای همیشه ماندگار می شود، که به فعالیت های روزانه کودک و یا بزرگسال در ارتباط با امور منزل، مدرسه، محل کار و غیره… آسیب می رساند.
علائم این بیماری در اوایل کودکی و زمانی که کودک وارد مدرسه می شود شروع شده و رفتارهای ناهنجار تا دوران بلوغ و بزرگسالی نیز ادامه میابد. این بیماری سه علامت مشخصه مهم دارد :

1 . بی توجهی :
افراد بی توجه نمی توانند برای انجام تکالیف روزانه خود تمرکز داشته باشند، آنها معمولا با صداها و محرکات بینایی حواسشان پرت می شود و از موضوع خارج شده و از کاری به کار دیگر می پردازند، در ضمن آنها فراموشکار و گیج و منگ هستند، انجام تکالیف برایشان سخت است، ودرتحصیلات خود دچارمشکل میشوند، افراد بی توجه مشکل اساسی با انجام نظم وترتیب دارند و معولا وسایل شخصی خود را گم می کنند و به صورت نا بسامان و نا مرتب زندگی می کنند. افراد بی توجه اغلب از مسائل و مشکلات چشم پوشی می کنند، معمولا سست و تنبل به نظر می آیند و در تجزیه و تحلیل اطلاعات عکس العمل کندی دارند.

2 . افزایش فعالیت حرکتی :
کودکان و بزرگسالانی که بیماری بیش فعال دارند دارای فعالیت فیزیکی بیش از حد طبیعی هستند که هم شامل فعالیت بیش از حد گفتاری و نیز جنب و جوش بیش از حد را شامل می شود. آنها معمولا حرکات تکراری و ثابتی دارند، مرتب پیچ و تاب می خورند و بی قرارند، اغلب زیاد صحبت می کنند و صحبت دیگران را قطع می کنند و معمولا اجازه تکلم به دیگران را نمی دهند، صدای آنها بلند و منقطع است. زیادی اعمال حرکتی در مدرسه و محل کار برایشان مشکل آفرین می شود.

3 . بی انگیزگی در انجام کارها :
کودکان و بزرگسالان بیش فعال کارهای بدون فکر وبدون انگیزه خاص انجام می دهند، آنها در مهار رفتارها و هیجانات خود مشکل دارند، قبل از فکر کردن صحبت می کنند، بدون اینکه نتیجه کاری را بسنجند واکنش نشان می دهند، صحبت دیگران را قطع می کنند، پاسخ ها را نسنجیده بیان می کنند. بدون مطالعه و خواندن دستورعمل ،کار را شروع می کنند. آنهایی که رفتار بی انگیزه دارند انتظار کشیدن و صبور بودن مشکل است، آنها ترجیح می دهند که خیلی زود و بی دقت تکالیف خود را تمام کنند. عدم کنترل انگیزه های آنی خالی از خطر نخواهد بود و معمولا چنین افراد در معرض آسیب های فیزیکی نظیر تصادف با دوچرخه و تصادف با ماشین قرار می گیرند.

انواع مختلف بیش فعالی :
بیش فعالی سه نوع مختلف دارد :
1 . نوعی که هر سه علامت بی توجهی، افزایش فعالیت های فیزیکی، و انجام اعمال و رفتارهای آنی را دارا می باشد.
2 . نوعی که به طور برجسته بی توجه است ولی در این دسته علائم افزایش فعالیت فیزیکی و انجام اعمال بدون انگیزه دیده نمی شود.
3 . در این نوع افزایش فعالیت های فیزیکی همراه با رفتارهای بدون انگیزه دیده می شود ولی بطور واضح علائم بی توجهی ندارند.

بیماری های مرتبط با بیش فعالی :
بیش از یک سوم کودکان مبتلا به بیش فعالی یک یا بیش از یک مورد از مشکلات زیر را دارند که شایع ترین آنها ناهنجاری های رفتاری، اضطراب، افسردگی، اختلال در یادگیری، اختلالات تکلم است .
بالغین مبتلا به بیش فعالی بیماری های همراه بیشتری از قبیل: افسردگی، اختلالات خلقی، اعتیاد به مواد، اضطراب، مشکلات رفتاری و ترس را از خود نشان می دهند .
بیش فعالی یک اختلال بیولوژیکی مغز است که در کودکان ظاهر می شود و علائم آن تا دوران بلوغ و بزرگسالی ادامه دارد. آنها اعتماد به نفس و ارتباطات اجتماعی کمی دارند .

میزان شیوع :
حدود سه تا پنج درصد کودکان سنین قبل از مدرسه بیماری بیش فعالی را دارند که با این حساب به نظر می رسد در آمریکا بیش از دو میلیون کودک را شامل می شود که به طور متوسط در یک کلاس بیست و پنج الی سی نفری حداقل یک کودک بیش فعال وجود دارد. مطالعات نشان می دهد که سی تا هفتاد درصد کودکانی که بیش فعال هستند علائم بیماری تا دوران بزرگسالی نیز ادامه پیدا می کند. تعداد پسرهای مبتلا سه برابر دختران است و علائم این بیماری در دختران و خانم های بزرگسال متفاوت تر از آقایان می باشد .

علت بیماری بیش فعالی :
علت اصلی این بیماری دقیقا معلوم نیست، ولی عوامل ارثی و بیولوژیکی در آن نقش دارند. بیماری بیش فعالی در فامیل های خاصی بیشتر دیده می شود. اختلالات فیزیکی در یک قسمت از مغز نیز می تواند از علل بیماری نیز باشد .
دوپامین و نوراپی نفرین هر دو مواد شیمیایی هستند که توجه و فعالیت فیزیکی را تنظیم می کنند.
در بعضی موارد علت بیماری بیش فعالی را ناشی از ضربات مغزی در دوران اولیه زندگی و یا مصرف دخانیات و داروهای خطرناک و الکل توسط مادر در دوران بارداری میدانند.

ریسک فاکتورها :
ژنتیک و ارث بزرگترین ریسک فاکتور است، ناهنجاری های مغز و تغییرات ساختمانی مغز در افراد مبتلا به بیش فعالی زیاد دیده می شود. نارس بودن در حین زایمان، سختی های زایمانی، سوء تغذیه و قرار گرفتن در معرض سمومی مانند سرب، ریسک بیماری بیش فعالی را بالا می برد.

درمان بیماری بیش فعالی :
بهترین نوع درمان برای کودکان بیش فعال عبارتند از درمان ترکیبی است که شامل :

1 . تشخیص :
اولین اقدام در درمان تشخیص صحیح بیماری است و پس از تشخیص لازم است در نحوه زندگی و تحصیلات و محیط تغییراتی داد و دارو درمانی، روان درمانی و نوروفیدبک درمانی اقدامات بعدی می باشد .
از طرق تشخیصی این بیماری انجام تست TOVA و انجام QEEG رانام برد.

2 . تعلیم :
مهمترین بخش درمان عبارتند است از به دست آوردن آگاهی و دانش در مورد اینکه بیش فعالی چیست. پژوهشگران علمی بر این عقیده اند که بیش فعالی یک نوع بیماری مغزی است. این بیماری موجب اختلال شخصیت و پایین بودن بهره هوشی و کاهش انگیزه نمی شود و بد بودن والدین دخالتی در آن ندارد. این اطلاعات فرد را آسوده خاطر می کند که از خود انتقاد نکند و فردی تنبل و سر بار نباشد و بیماری بیش فعالی موجب محدودیت در زندگی نمی شود و بزرگسالانی که به این بیماری دچار میباشند می توانند فعال بوده و زندگی موفقی داشته باشند، بعضی از تجار بزرگ و رهبران ، دانشمندان ، نویسندگان، هنرپیشه گان بیماری بیش فعالی داشته اند.

3 . تغییرات در محیط زندگی :
کسی که از بیماری بیش فعالی رنج می برد می توان با روش های سازمان دهی شده در آلات و ابزار و محیط زندگی در منزل و محل کار و غیره … بهره ببرد. تغییرات در محیط زندگی می تواند به صورت تقویم که در آن کلیه اطلاعات راجع به تعهدات اجتماعی ، قرار ملاقات های با پزشک ، اتفاقات مدرسه ، و سایر اطلاعات مهم به صورت بانک اطلاعاتی یادداشت می شود که این یادداشت ها واستفاده بموقع ازآنها از احساس خستگی و فرسودگی و نا امیدی جلوگیری می کند.
راهنماهای بینایی :
راهنماهای بینایی شامل لیست ها و یادداشت های رنگی که مطالب مهم را به فرد مبتلا به بیش فعالی یاد آوری می کند.
راهنماهای چشمی می تواند نظیر علامت هایی باشد که بر روی آیینه قرار داده می شود وبرای مثال دیدن آن خوردن قرص را یادآوری می کند.
راهنماهای شنوایی می تواند نظیر زنگ اخبار و یا زنگ تلفن همراه باشد که می تواند یادآور انجام کاری باشد.
روان درمانی :
اعتماد به نفس برای آنهایی که بیماری بیش فعالی دارند هدف مهمی است. این بیماران تصور می کنند که بهتر از اینکه هستند نمی شوند و بیشتر از این نمی شود کاری انجام داد و اگر آنها مرتب شکست بخورند و سرخورده شوند دیگر برایشان مسلم میشود که قادر به انجام کاری نیستند، این افراد از خود انتقاد می کنند و در مورد آینده منفی فکر می کنند و به این دلیل توانایی های خود را باور ندارند. روان درمانی بخش مهمی از درمان بیش فعالی است ، با روان درمانی شخص اعتماد به نفس پیدا می کند، خود را بهتر می بیند و احساس خوبی دارد و اقدامات اساسی در بهبود وضع زندگی خود انجام می دهد.
درمان دارویی :
دارو درمانی مهمترین بخش معالجه بیماری بیش فعالی می باشد. در دوران کودکی و در دوران بزرگسالی برای درمان این بیماری از داروهای محرک استفاده می کنند. این داروها باعث افزایش تمرکز و افزایش توجه می شود و در ضمن بی قراری و زیادی فعالیت های فیزیکی و انجام اعمال بی انگیزه و بی هدف را کاهش می دهد.
داروهای محرک به دو دسته تقسیم می شود : 1 . متیل فنیدات 2 . آمفتامین ها
درضمن داروهای محرک میتواند ازنوعی باشد که اثرآن زود ازبین میرود ویا ازداروهائی بوده باشد که اثرآنها ماندگاری بیشتری دارد.که چنین داروهائی یکباردرروزوفقط صبح اول وقت تجویز میشود.ومدت زمان اثرشان تا 12 ساعت ادمه دارد. وچون این داروها یکباردرروزتجویز میشود ، قابل قبول تر خواهدبودودوزداروو زمان خوردن آن نیز فراموش نخواهد شد.
بزرگترین مشکل داروهای بااثرکوتاه آنستکه درحدود سه ساعت دوام دارندولازمست روزی 4-3 با تجویز شوند.
پس از مصرف داروهای کوتاه اثر، میزان آن درخون بالا میرود ومعمولا برای مدتی علائم اضطراب وتحریک پذیری وفشار ظاهر میشود.وپس از کاهش میزان دارو درخون مجددا بیمار احساس کاهش انرژی میکند ، که این عوارض هر سه ساعت یکبار تکرار میشود.
داروهای محرک سریعا اثرمیکند، افرادی که از این داروها استفاده میکنند درعرض چند روز بهبودی مییابند و بهترمیتوانند تمرکز کنند،بهترمیتوانند تکالیف خودراانجام دهند،وانجام دادن کارها سریع خواهدبود.
با کاهش علائم بیماری با دارو توانائی روزانه شخص برای انجام امور افزایش یافته و اعتماد به نفسش نیز افزایش می یابد و باعث افزایش عملکرد و توانایی می شود و اعتماد به نفس را برای انجام اهداف بالا می برد یعنی یک موفقیت ، موفقیت دیگری را سبب می شود و شخص احساس شکوفایی در خود می کند.
داروهای غیر محرک نیز نظیر : STRATTERA که ( اسم ژنریک آن Atomoxetineاست واخیرا مورد تایید واقع شده.

نوروفیدبک برای درمان بیش فعالی :
نوروفیدبک یکی از درمان های کمکی و جایگزین در مورد کودکان و بزرگسالان بیش فعال می باشد و یا برای آن دسته از افرادی که نمی خواهند از دارو استفاده کنند و یا درمان دارویی در مورد آنها موثر نیست مورد استفاده قرار می گیرد.
مقالات علمی معتبر زیادی مبنی بر تاثیر نوروفیدبک درمانی در بیماری بیش فعالی در کشورهای اروپا، آمریکا، استرالیا و کانادا وجود دارد و خلاصه این مقالات مبنی بر آن است که نوروفیدبک درمانی در هشتادو پنج درصد موارد در بیماری بیش فعالی موثر است و در اکثر موارد درمان با نوروفیدبک روشی موثر، بی خطر و بدون عارضه است.
دانشمندان تاثیرپذیری درمان با نوروفیدبک را در دو گروه کنترل و گروه مبتلا به بیماری بیش فعالی مورد مطالعه قرار داده اند و نتیجه مطالعات افزایش هوش، توجه و افزایش کنترل بر روی عملکرد و رفتار را پس از انجام درمان با نوروفیدبک را ثابت می کند.
با انجام QEEG ثابت شده است میزان انگیختگی در بیمارانی که با نوروفیدبک درمان شده اند بیشتر است .
مطالعاتی که با FMRI به عمل آمده نشان می دهد درمان با نوروفیدبک برای کودکان بیش فعال توان سیستم مغز را طبیعی می کند.

دلایل موثر بودن درمان با نوروفیدبک در بیماری بیش فعالی :
آکادمی علوم طب اطفال آمریکا با ارزش بودن انجام QEEG را به عنوان وسیله تشخیص در این بیماری توضیح داده.
انجام تست TOVI روش تشخیصی دیگری در مورد بیماری بیش فعالی است.
یکی از تئوری هایی که برای بیماری بیش فعالی ذکر شده است تئوری بیولوژیکی آن است بدین ترتیب که نواحی از مغز که در ارتباط با مهار رفتار است دچار مشکل می شود و میزان فعالیت آن کمتر از طبیعی می شود که در نتیجه بیمار قادر به کنترل اعمال بی هدف و بی انگیزه و آنی نخواهد بود.
لوب های پیشانی مناطقی از مغز هستند که نقش به سزایی در کنترل رفتار شخص دارند.

adhd_eeg1

 

اشکال فوق مربوط به QEEGاست که شماره 1 حالت نرمال رادر یک دختر 14 ساله نشان میدهد .درشکل شماره 3 خانم 14 ساله ای که بیماری اختلال توجه دارد، نشان میدهد که .رنگ قرمز درنواحی پیشانی نشانگر افزایش امواج آهسته تتا بوده و غیرطبیعی است

شکل 2 مربوط به پسربچه 9 ساله وطبیعی است .درصورتیکه درشکل 4 بازهم افزایش رنگ قرمز درنواحی پیشانی ومرکزی مغر نشان میدهد که بیماری عدم توجه را ثابت میکند.
مطالعات الکتروآنسفالوگرافی در افراد مبتلا به بیش فعالی نشان می دهد که هشتاد تا نود درصد آنها علائم کاهش انگیختگی در قشر مغر به صورت افزایش امواج آهسته با فرکانس چهار الی هشت هرتز دارند ودر ضمن کاهش امواج با فرکانس هشت الی دوازده هرتزو امواج بتا با فرکانس دوازده الی بیست هرتزدارد و در ضمن نسبت تتا به آلفا و تتا به بتا افزایش پیدا می کند که این پدیده در لوب های پیشانی و در قسمت های مرکزی و خط وسط مغز دیده می شود.
مطالعاتی که توسط CHABOT و SERFONTEIN به عمل آمده نشانگر آن است که در نود و دو درصد موارد کودکان مبتلا به بیماری بیش فعالی در QEEG افزایش امواج بتا در لوب های پیشانی و نواحی مرکزی مغز مشاهده می شود. لوب های پیشانی نقش مدیریتی در اعمال مربوط به تمرکز و توجه و کنترل اعمال آنی و هیجانات و قضاوت و طرح ریزی و سازمان دهی و تنظیم اعمال حرکتی دارد و زمانی که اختلال در انگیختگی این نواحی به وجود می آید، کنترل اعمال مذکور مختل می شود .
می توان گفت که مغز کودکان و بزرگسالان بیش فعال خواب آلوده است.
درمان با نوروفیدبک در افراد بیش فعال این انحراف فعالیت الکتریکی مغز را به حالت نرمال در می آورد. نوروفیدبک درمانی با الکتروآنسفالوگرافی در این بیماران به طور اختصاصی یک نوع سیستم تنظیم کننده اتوماتیک، ناخودآگاه امواج مغز است که امواج مغز را در نواحی که مسئول توجه و کنترل رفتارها است به حالت طبیعی در می آورد. و مغز یاد میگیرد که چگونه افزایش امواج آهسته تتا را کاهش داده و امواج تند بتا یک را در نواحی پیشانی و خط وسط مغز افزایش دهد. واین یادگیری مغز وبهبودی برای همیشه ماندگار میشود.

neurofeedback

توصیه ها :
چون بیماری بیش فعالی در سنین قبل از مدرسه تظاهرات بالینی خود را بروز می دهد، و اغلب مشکلاتی برای مدرسه و والدین به وجود می آورند، نظم کلاس را به هم می زنند و به علت عدم توجه افت تحصیلی پیدا می کنند، و در بزرگسالی نیز مشکلات عدیده اجتماعی، شغلی و زناشویی پیدا کرده و فعالیت های ضد اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر و اختلالات روانی در این افراد شایع است لذا به منظور پیشگیری از این خطرات توصیه می شود که با همکاری وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش با انجام تست TOVI غربالگری این بیماری در موقع ثبت نام به کلاس اول ابتدایی انجام شود تا والدین به موضوع پی برده و جهت درمان به موقع اقدامات لازم را انجام دهند .

دکتر داود آذرنگی متخصص مغزواعصاب
مرکزنوروتراپی ایرانیان
www.irnfb.com
www.dr-azarangi.com

 

 

A Few Recently Published Research and Review Papers

Arns, M., de Ridder, S., Strehl, U., Breteler, M., Coenen, A. (2009). Efficacy of neurofeedback treatment in ADHD: The effects on inattention, impulsivity, and hyperactivity. A meta-analysis. Clinical EEG & Neuroscience, Vol. 40, pp.180-189.
deBeus, R., Kaiser, D. (2011). Neurofeedback with children with attention deficit hyperactivity disorder: A randomized double-blind placebo-controlled study. In: R. Coben & J.R. Evans (eds)(2011). Neurofeedback and Neuromodulation Techniques and Applications. Chapter 5, pp.127-152. New York, NY: Academic Press. ISBN: 978-0-12-382235-2
Fox, D., Tharp, D., Fox, L. (2005). Neurofeedback: An alternative and efficacious treatment for Attention Deficit/Hyperactivity Disorder. Applied Psychophysiology & Biofeedback, Vol 30, Nr 4, pp 365-373.
Friel, P. (2007). EEG biofeedback in the treatment of Attention Deficit/Hyperactivity Disorder. Alternative Medicine Review, Vol 12, Nr 2, pp 146-151.
Fuchs, T., Birbaumer, N., Lutzenberger, W., et al. (2003). Neurofeedback treatment for Attention Deficit/Hyperactivity Disorder in children: A comparison with methylphenidate. Applied Psychophysiology & Biofeedback, vol 28, Nr 1, pp 1-12.
Gevensleben, H., Holl, B., Albrecht, B., et al. (2009). Is neurofeedback an efficacious treatment for ADHD? A multisite, randomized controlled clinical trial. Journal of Child Psychology & Psychiatry, Vol 50, Nr 7, pp 67-768.
Gevensleben, H., Holl, B., Albrecht, B., Schlamp, D., Kratz, O., Studer, P., et al. (2010). Neurofeedback training in children with ADHD: Six-month follow-up of a randomized controlled trial. European Child & Adolescent Psychiatry, Vol.19, pp.715-724.
Heinrich, H., Gevensleben, H., Strehl, U. (2007). Neurofeedback: Train your brain to train behaviour. Journal of Child Psychology & Psychiatry, Vol 48, pp 3-16.
Hirschberg, L. (2007). Place of electroencephalographic biofeedback for Attention Deficit/Hyperactivity Disorder. Expert Reviews in Neurotherapeutics, Vol 7, Nr 4, pp 315-319.
Kirk, L. (2007). Neurofeedback protocols for subtypes of attention deficit/hyperactivity disorder. In J.R. Evans (Ed.), Handbook of Neurofeedback: Dynamics and Clinical Applications. (Chapter 11, pp.267-300). New York, NY: Sage Medical Press.
Levesque, J., Beauregard, M. (2011). Functional neuroimaging evidence supporting neurofeedback in ADHD. In: R. Coben & J.R. Evans (eds)(2011). Neurofeedback and Neuromodulation Techniques and Applications. Chapter 13, pp.353-380. New York, NY: Academic Press. ISBN: 978-0-12-382235-2
Levesque, J., Beauregard, M., Mensour, B. (2006). Effect of neurofeedback training on the neural substrates of selective attention in children with Attention Deficit/Hyperactivity Disorder: A functional magnetic resonance imaging study. Neuroscience Letters, Vol 394, pp 216-221.
Monastra, V. (2005). Electroencephalographic biofeedback (neurotherapy) as a treatment for Attention Deficit/Hyperactivity Disorder: Rationale and empirical foundation. Child & Adolescent Psychiatry Clinics of North America, Vol 14, pp 55-82.
Monastra, V., Lynn, S., Linden, M., et al. (2005). Electroencephalographic biofeedback in the treatment of Attention Deficit/Hyperactivity Disorder. Applied Psychophysiology & Biofeedback, Vol 30, Nr 2, pp 95-114.
Perreau-Linck, E., Lessard, N., Levesque, J., Beauregard, M. (2010). Effects of neurofeedback training on inhibitory capacities in ADHD children: A single-blind, randomized, placebo-controlled study. Journal of Neurotherapy, Vol.14(3), pp.229-242.
Van den Bergh, W. (2010). Neurofeedback and State Regulation in ADHD: A Therapy Without Medication. Texas: BMED Press.
Williams, J. (2010). Does neurofeedback help reduce attention-deficit hyperactivity disorder? Journal of Neurotherapy, Vol. 14(4), pp. 261-279.

Dr. Vincent Monstra of the FPI Attention Disorders Clinic in Endicott, New York, studied 100 children between 6-19 years of age with diagnosed ADHD for one year, all of whom were taking amphetamine medications and were getting school and family counselling. But half of these children also received weekly EEG neurofeedback therapy, in which they were hooked up to a device that measures the activity of their brain waves. At the conclusion of treatment, all of those children who underwent neurofeedback were able to cut their medications by at least half – and still enjoy any improvements they derived from the medications. And about 40% of the children who received neurofeedback were able to discontinue their medications completely. The children who did not get neurofeedback treatments had to continue medications to sustain improvements. See Monstra, Lynn, Linden, et al. 2005 in Applied Psychophysiology & Biofeedback.